الشيخ السبحاني
18
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
و نبود اشياء ، مبتلا به خطا يا جهل مىشويم ، مثلا مىگوييم : روح در خارج نيست ، يا بخت و شانس هست ، پس روشن است كه سبك بحث در دو مثال گذشته يكسان نيست ، بلكه نخست بايد وجود شيئ را اثبات كرد و يا او را مفروض الوجود گرفت سپس به خواص و احكامش پرداخت » . « 1 » توضيح كلام علّامه طباطبائى علوم حقيقى « 2 » كه در ميان ما رواج دارد ، به نامهايى مانند : حساب و هندسه و فيزيك و شيمى ، نجوم و هيئت ، حيوانشناسى و گياهشناسى و . . . ، هر يك به سهم خود نيازى از نيازمنديهاى انسان را بر طرف مىسازد ، هركدام از آنها موضوع مشخصى را مفروض الوجود يا محقق الوجود گرفته و از احوال و عوارض و خصوصيات آن بحث مىكند . و به قول برخى از دانشمندان : هر علمى عبارت است از يك سلسله مسائلى كه در زمينهء معيّن و در اطراف موضوع معيّنى گفتگو مىكند و بين مسائل علم رابطهء خاصى وجود دارد كه آنها را به يكديگر پيوسته و از مسائل علوم ديگر جدا مىسازد . « 3 » مثلا علم حساب ، موضوعى را به نام « كم منفصل » ( عدد ) مفروض يا محقّق الوجود گرفته و در حالات گوناگون آن بحث مىكند و علم هندسه موضوع ديگرى به نام
--> ( 1 ) . اصول فلسفه ، ج 1 ، ص 9 - 4 . ( 2 ) . شيوهء بحث ما در اينجا مخصوص علوم حقيقى است كه موضوع واقعى در خارج دارند و امّا علوم اعتبارى مانند جامعهشناسى و فقه و اصول و . . . از بحث ما خارج هستند و هرگز در اين علوم نيازى به وجود موضوع نيست كه توضيح اين مطلب از حوصله مقاله ما بيرون است . ( 3 ) . پاورقيهاى اصول فلسفه ، ص 77 .